نمک پاش
[نَ مَ] (نف مرکب) آنکه نمک بر غذائی یا چیزی افشاند : در آتشم ز تغافل نشانده ای، باری تبسمی که نمک پاش این کباب شود کلیم (از آنندراج) - نمک پاش جراحت (دل خسته، جگر -مجروح)؛ کنایه از کسی که داغ محنت رسیده ای را تازه کند : نمک پاش جراحت های ناسور ز سر تا پا نمک شیرین پرشوروحشی || در تداول، کسی را که حرکت دور از ادب و ناپسندی کند یا حرف بی مزهء نامعقولی زند به طعنه نمک پاش گویند و رجوع به نمک پاشی شود (|| ن مف مرکب) چیزی که نمک بر آن پاشیده باشند (آنندراج) : آه از سوختن زخم نمک پاش مکن ناله را تا نفسی هست چو نی فاش مکن دانش (از آنندراج (||) اِ مرکب) چیزی که نمک بپاشد بر چیزی (آنندراج) نمکدان ظرفی که در آن نمک کنند و از سوراخ هائی که بر سر آن تعبیه شده است نمک بر غذا پاشند.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
