نمر
[نَ مِ / نَ / نِ]( 1) (ع اِ) پلنگ (غیاث اللغات) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (دهار) و آن را نمر بدان جهت گویند که پیسه دار و خالدار است (ناظم الاطباء) ابوالابرد ابوالاسود ابوجلعد ابومهل ابوحطان ابوحطار ابوالصعب ابورقاش ابوسهیل ابوالعتار ابوعمرو ابوغضب ابوقلیه ابومرسال ابوالمصبع ابوالواشی (از مرصع) ج، اَنْمُر، اَنْمار، نُمْر، نِمار، نِماره، نُمور، نُموره، نُمُر( 2) : زید پرّانید تیری سوی عمرو عمرو را بگرفت تیرش همچو نمرمولوی و ابتغوا من فضل حق کرده ست امر تا نباید غصب کردن همچو نمرمولوی || یوزپلنگ (فرهنگ فارسی معین) یوز (ناظم الاطباء) ( 1) - ضبط متن مطابق است با اقرب الموارد، در منتهی الارب ضبط کلمه چنین است: النمر، ککتف؛ پلنگ و یکسر ( 2) - صورت اخیر نادر است و تنها در شعر آید (از اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
