نمچ
[نَ] (اِ) تری بود که از سنگ یا از جای نم برآید (فرهنگ اسدی نخجوانی) نم باشد (لغت فرس) (صحاح الفرس) پالایش آب و زه آب (اوبهی) رطوبت (رشیدی) (آنندراج) (انجمن آرا) نم (اوبهی) (رشیدی) (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا) (جهانگیری) رطوبت اندک (برهان قاطع) : سنگ بی نمچ و آب بی زایش همچو نادان بود به آرایش عنصری (از لغت فرس) بدان رسیده ایادی شیخ ابواسحاق که چشم ابر بود دایم از صبا پرنمچ شمس فخری.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
