نگین نگین
[نِ نِ] (ق مرکب) قطعه قطعه (آنندراج) لخته لخته قطره قطره چون قطعات کوچک لعل که بر انگشتری نصب کنند (یادداشت مؤلف ||) کنایه از قطرات اشک خونین : زآن خاتم سهیل نشان بین که بر زمین چشمم نگین نگین چو ثریا برافکندخاقانی ز خاک ما چو درمهای تازه سکه هنوز نگین نگین جگر داغدار می یابد طالب آملی (از آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
