نگه داشت
[نِ گَهْ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) نگاه داشت حفظ حراست صون صیانت وقایه اسم است از نگه داشتن (یادداشت مؤلف) نگه داری مواظبت مراقبت : تا مادرتان گفت که من بچه بزادم از بهر شما من به نگه داشت فتادم منوچهری هرگاه از این علامت ها که کرده آمد چیزی پدید آید زود به تدارک و نگه داشت قوه مشغول باید بود (ذخیرهء خوارزمشاهی ||) رعایت مراعات (یادداشت مؤلف) : پس شهنشاه در احتیاط نگه داشت مراتب به جائی رسانید که ورای آن مزیدی متصور نبود (تاریخ طبرستان).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
