نگون آمدن
[نِ مَ دَ] (مص مرکب) نگون شدن رجوع به نگون و نگون شدن شود : همه سنگ مرجان شد و خاک خون بسی سروران را سر آمد نگونفردوسی - نگون اندرآمدن؛ به خاک افتادن با سر به زمین افتادن به سر فرودافتادن : نگون اندرآمد شماسای گُرد بیفتاد بر جای و در دم بمردفردوسی روان گشته از روی او جوی خون زمان تا زمان اندرآمد نگونفردوسی به تیر و به نیزه بشد خسته شاه نگون اندرآمد ز پشت سیاهفردوسی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
