نگرش
[نِ گَ رِ] (اِمص)( 1) نگاه کردن دیدن (برهان قاطع) نگرستن (برهان قاطع) (آنندراج) بینش نظر نگاه ملاحظه مشاهده (ناظم الاطباء) عمل نگریستن اسم از نگریستن است (یادداشت مؤلف) :باریک موی کشیدهء خوب نگرش (التفهیم) یعنی نگرش او در هر کار از بهر رضای الله باشد (کتاب المعارف) دیدهء من از واسطهء دیدن او از من دیده بردوخت و نگرش به اصل کار و هویت خویش درآموخت (تذکره الاولیاء از حاشیهء برهان قاطع ||) دقت توجه (فرهنگ فارسی معین) رجوع به نگرش کردن شود|| محابا ملاحظه - بی نگرش؛ بی ملاحظه بی محابا (یادداشت مؤلف) : سپاهی هولناک دارد و از کشتن هیچ باک نمی دارند و بی تکلف و بی نگرش همی حرب کنند (تاریخ سیستان ص 209 ||) رویه (یادداشت مؤلف (||) اصطلاح نجوم) نظر و اتصال در ؛nigareshn، nigerishn : پازند ،nikirishn، nikirishn : کواکب (مقدمهء التفهیم، از فرهنگ فارسی معین) ( 1) - پهلوی از: نگر (نگرستن، نگریدن) + ش (پسوند اسم مصدر) (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
