نکوه
[نِ] (نف مرخم) فاعل نکوهش باشد که به معنی عیب جوینده و بدگوینده است (برهان قاطع) (از آنندراج) آنکه عیب جوئی می کند و بد میگوید و تهمت میکند (ناظم الاطباء) اسم فاعل مرخم است از نکوهیدن (حاشیهء برهان قاطع چ معین) مخفف (|| نکوهنده (یادداشت مؤلف) به صورت مزید مؤخر با بعض کلمات آید به معنی نکوهنده: بخیل نکوه دهرنکوه گیتی نکوه( 1 (فعل امر) صیغهء امر به معنی عیب جوئی و بدگوئی کن (از برهان قاطع) (از آنندراج) : به نکوهش مکن درونها ریش خویشتن را نکوه از همه بیشکسائی رجوع به نکوهیدن شود ( 1) - در این ابیات: ای صمیم دلت بخیل نکوه وی صریر دلت دخیل ستای انوری همه کار شاهانِ گیتی نکوه ز رای وزیران پذیرد شکوه نظامی دربارهء بیت اخیر مرحوم وحید دستگردی در حاشیهء ص 93 « نُکوه اینجا به معنی سرکوبی و غلبه است نه سرزنش » : شرفنامه نوشته است.
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
