نکوکاری
[نِ] (حامص مرکب)نیکوکاری حسن عمل (یادداشت مؤلف) خیر خیررسانی کار نیک کردن عمل نکوکار : یکی راه بی باکی و پربدی دگر ره نکوکاری و بخردیفردوسی دل مردم به نکو کار توان برد ز راه بر نکوکاری هرگز نکند خلق زیانفرخی زهی اندر جهانداری و بیداری چو افریدون زهی اندر نکوکاری و هشیاری چو نوشروان فرخی به رنج است آن کش هنرها مه است نکوکاری و نیکنامی به استاسدی نکوکاری ارچه بر خوشخوئی است بسی جای زشتی به از نیکوئی است اسدی و خود را به نکوکاری به مردمان بنمای (منتخب قابوسنامه ص 24 ) ای خنک آنکو نکوکاری کند زور را بگذارد و زاری کندمولوی نیاید نکوکاری از بدرگان محال است دوزندگی از سگانسعدی نکوکاری از مردم نیک رای یکی را به ده می نویسد خدایسعدی شکوه و لشکر و جاه و جلال و مالت هست ولی به کار نیاید بجز نکوکاریسعدی برجای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند حافظ.
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
