نکو داشتن
[نِ تَ] (مص مرکب) به خوبی و دقت تعهد و نگهداری و مراقبت کردن گرامی داشتن معزز و محترم داشتن به ناز داشتن به ناز و نعمت پروردن در خصب و آسایش پروردن در رفاه داشتن : او را خواسته بسیار بود و از آنکه درویشان را نکو داشتی خواستهء او را برکت بیش بودی (ترجمهء طبری بلعمی) پسر را نکو دار و راحت رسان که چشمش نماند به دست کسانسعدی پدر چون با خداوندان بقا داد نکو دارند فرزندان او راسعدی نکو دار بازارگان و رسول که نامت برآید به صدر قبولسعدی.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
