نکب
[نَ کَ] (ع اِمص) میل و کجی در چیزی( 1) (از تاج العروس) کجی در هر چیزی (آنندراج) (ناظم الاطباء ||) لنگی شتر، یا نوعی از بیماری ستور که در منکب پدید آید و بدان لنگی کند، یا آن به خصوص در کتف باشد (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) درد که اشتر را گیرد در شانه گاه (مهذب الاسماء) و آن را به ترکی قولاغو گویند (آنندراج||) (مص) رنج و سختی رسانیدن (منتهی الارب ||) میل کردن به سوی چیزی هو انکب و ناکب (از متن اللغه ||) برگردیدن از کسی یا چیزی (از منتهی الارب ||) عدول کردن از راه (از اقرب الموارد) عدول و اعراض کردن از چیزی (از متن اللغه) نَکَبَ عن الطریق؛ برگشت از راه و کناره گرفت و یک سو گردید (ناظم الاطباء ||) لنگیدن شتر از جهت نکب (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) به بیماری نکب مبتلا شدن شتر (از اقرب الموارد ||) کفیده و خون آلود شدن پای از سنگ (از ناظم ثبت شده است و « کری در هر چیزی » الاطباء ||) نَکَبَ الرجل؛ اشتکی منکبه (اقرب الموارد) (از متن اللغه) ( 1) - در منتهی الارب است « کژی » است و ظاهراً ترجمهء درست آن « هو المیل فی الشی ء » عبارت تاج العروس.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
