نکایه
[نِ یَ] (ع مص) مجروح کردن و کشتن دشمن را (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از صحاح) مقهور کردن خصم را با قتل و جرح( 1) (از اقرب الموارد) جراحت کردن و کشتن دشمن را (از بحر الجواهر) درهم شکستن و مغلوب کردن و کشتن دشمن را( 2) (از متن اللغه) نکی (متن اللغه) (ناظم الاطباء ||) بد سگالیدن (از منتهی الارب) (آنندراج ||) باز کردن پوست ریش را (از منتهی الارب) (آنندراج) پوست از قرحه جدا کردن پیش از آنکه بهبود یابد (از متن اللغه) نَکْء (از اقرب الموارد) (متن اللغه) ناسور کردن ریش (یادداشت مؤلف (||) اِمص) جراحت و کشتار دشمن (از ناظم الاطباء) نکایت رجوع به نکایت شود ( 1) - عباره الاساس: أکْثَرَ الجراحَ، و عباره الصحاح: قَتَلَ و جَرَحَ (اقرب الموارد) ( 2) - قتل و اثخن فیه فوهن لذلک (متن اللغه).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
