نکال کردن
[نَ کَ دَ] (مص مرکب)عذاب کردن عقوبت کردن (فرهنگ فارسی معین) مجازات کردن شکنجه دادن : یکی گفت او را به تازیانه باید زد و نکال باید کرد (تاریخ بیهقی) مه شد موافق او در دق بدین جنایت هر سال در خسوفی کرد آسمان نکالش خاقانی یا فلان عضو او ببرند و نکال و مثله کنند (جهانگشای جوینی) و آنکس که او را راه داده باشد نکال و عقاب کنند (جهانگشای جوینی).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
