نقوع
[نُ] (ع اِ) جِ نَقْع رجوع به نَقْع شود (|| مص)( 1) بسیار گردیدن موت || بد گفتن و دشنام زشت دادن کسی را || تر نهادن دارو را در آب (از منتهی الارب) خیساندن خیسانیدن خیس کردن آغوندن مرس (یادداشت مؤلف ||) در پی بانگ رفتن (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) بلند شدن آواز و فریاد (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) مهمانی مسافر کردن و گوسپند و شتر کشتن به جهت آن (از منتهی الارب ||) بازداشتن خبر را( 2) (از منتهی الارب) باور داشتن خبر را (از فرهنگ خطی) یقال: مانقعت بخبر فلان نقوعاً؛ أی ماعجت بکلامه و لم اصدقه (منتهی الارب) (از اقرب الموارد ||) سیراب شدن (تاج المصادر بیهقی) (از متن اللغه) (از المنجد) سیراب شدن از شراب و جز آن (منتهی الارب) نقیع (متن اللغه ||) شفا یافتن از شراب و جز آن (از منتهی الارب) (از متن اللغه ||) سیراب کردن (تاج المصادر بیهقی) (از متن اللغه) برطرف کردن تشنگی کسی را (از متن اللغه) نقیع (متن اللغه) تسکین دادن و برطرف کردن آب عطش را نَقْع (از المنجد) (از اقرب الموارد) ||گرد آمدن آب در گو (تاج المصادر بیهقی) جمع شدن آب در مسیل و باقی ماندن آن (از متن اللغه) (از المنجد) (از اقرب الموارد ||) گرد آمدن آب در جای (منتهی الارب) نَقْع (اقرب الموارد) (المنجد ||) گرد آمدن سم در انیاب مار (از المنجد) درست است و اشتباه از کاتب است « باور داشتن » (از متن اللغه) ( 1) - نیز در تمام معانی رجوع به نَقْع شود ( 2) - ظ.
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
