نقلان
[نُ] (از ع، اِمص) انتقال و از جائی به جائی شدن : کسی کاین نزل و منزل دید ممکن نیست تحویلش کسی کاین نقل و مجلس یافت حاجت نیست نقلانش خاقانی بوقبیس از شرم کعبه رفته در زلزال خوف کعبه را از روی ضجرت رای نقلان آمده خاقانی ||کنایه از درگذشتن و مردن و به جهان دیگر نقل کردن : نبود او را حسرت نقلان و موت لیک باشد حسرت تقصیر و فوتمولوی جان های انبیا بینند باغ زین قفس در وقت نقلان و فراغمولوی - نقلان کردن؛ نقل کردن از جائی به جائی شدن : چون کراهت رفت آن خود مرگ نیست صورت مرگ است نقلان کردنی است مولوی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
