نقف
[نَ] (ع مص) صاف نمودن شراب را یا آمیختن او را با آب (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد ||) شکستن تار سر یا سخت زدن بر آن، یا نیزه یا عصا زدن بر تارک، و نزدیک دماغ رسیدن شکستگی( 1) (منتهی الارب) (آنندراج) شکافتن کَوَسْته و شکستن دماغ (تاج المصادر بیهقی) شکستن چیزی مجوف (زوزنی ||) به اندرون رسیدن جراحت و ریش ستور (منتهی الارب) (آنندراج ||) کفانیدن حنظل را || سوراخ کردن بیضه را( 2) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد ||) سوراخ کردن جوجه بیضه را و بیرون آمدن از آن || بحث و جستجو کردن از چیزی (از اقرب الموارد) ( 1) - نَقَفَ هامهَ الرجل؛ کسرها عن الدماغ، و قیل نقفه؛ ضربه ایسر الضرب (از اقرب الموارد) ( 2) - استخرج ما فیها (اقرب الموارد از الاساس).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
