نقش بازمالیدن
[نَ دَ] (مص مرکب) با آوردن خال های مساعد و ورق برنده در قمار از حریف بردن کنایه از گوشمال دادن تنبیه و تأدیب کردن بر حریف یا خصم غالب آمدن و او را درهم کوفتن : نقش این بازبمالید سنانت در حال سر آن بازببرید حسامت ناگاه اثیر اخسیکتی کنون نقشم کسی می بازمالد که با او از دو شش چاری نیایدانوری دست رد بر پیشانی او نهاد و نقش کعبتین او ( بازمالید (سندبادنامه ص 16.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
