نقب زن
[نَ زَ] (نف مرکب) دزد خانه (ناظم الاطباء) که با نقب زدن به جائی داخل شود : دزدی است چرخ نقب زن اندر سرای عمر آری بهرزه قامت او خم نیامده ستخاقانی چون گربه با خیانت و چون موش نقب زن چون عنکبوت جوله و چون خرمگس عوان خاقانی چون زکاتی به من از گنج روان می ندهند نقب زن گنج روان را نظرم بایستیخاقانی تا تو ای نقب زن درین پرگار درگذاری درآئی از دیوارنظامی فخر کند نقب زن از کاوکاو امیرخسرو (آنندراج ||) معدن چی (ناظم الاطباء) رجوع به نقب زدن شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
