نقب افکندن
[نَ اَ کَ دَ] (مص مرکب)نقب کندن نقب زدن نقب بریدن : نقب افکنیم نیمشب از دور تا بریم پی بر سر خزینهء پنهان صبحگاهخاقانی این بند که بر دلم کنون افکندند نقبی است که بر خانهء خون افکندندخاقانی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
