نفس کشیدن
[نَ فَ کَ / کِ دَ] (مص مرکب) تنفس کردن (ناظم الاطباء) دم زدن (یادداشت مؤلف) : اگر چه خانهء آئینه ست روی زمین نفس کشیدن ما هیچکس نمی بیند صائب (آنندراج) -امثال: نمرده نفس کشیدن از یادش رفته است || اعتراض کردن لب به شکوه و شکایت و انتقاد گشودن جیک زدن لب از لب برداشتن لب گشودن: کسی جرأت نفس کشیدن ندارد؛ کسی را یارای اعتراض و شکایت نیست.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
