نفذ
[نَ] (ع مص) درگذشتن از قوم و خلاف ورزیدن( 1) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) درگذشتن از قوم و پشت سر گذاشتن ایشان را نفاذ (اقرب الموارد) (متن اللغه) (المنجد) نفوذ (المنجد ||) درگذشتن تیر از جائی که رسد یا بیرون آمدن سر تیر به طرف دیگر و تمام آن در اندرون بودن (منتهی الارب) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) نفاذ نفوذ (منتهی الارب) (المنجد ||) گذشتن چیزی از چیزی و رها شدن آن از آن (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) نفاذ نفوذ (منتهی الارب) رجوع به نفاذ شود ( 1) - نفذ « خلاف ورزید » فلان القوم؛ جازهم و تخلفهم (اقرب الموارد) جاوزهم و تخلفهم (متن اللغه) (المنجد) در منتهی الارب تخلفهم را ترجمه کرده است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
