نغوسه
[نَ سَ / سِ] (اِمص)( 1) تسکین دل شکسته دادن نغوشه (برهان قاطع) : صدر بزرگوار چو آن ظلم وی بدید زن را نغوسه داد و به دل با فراغ کرد سوزنی || دل کسی را از واهمه شکستن نغوشه (برهان قاطع ||) گوش فراداشتن که بفهمد چه گوید (رشیدی) رجوع به نغوشه شود ( 1) - این لغت از اضداد است، و با شین نقطه دار [ نغوشه ] هم بنظر آمده است (برهان قاطع) و به شین معجم نیز گفته اند (رشیدی).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
