نغنغ
[نَ نَ / نُ نُ]( 1) (اِ) پیمانه و قفیزی را گویند که بدان غله پیمایند و هر نغنغی چهار خروار است (برهان قاطع) (آنندراج) تغاری یا چیزی باشد که بدان غله پیمایند یعنی کیل و آن را قفیز گویند یکی از وی چهار خروار بود( 2) به ماوراءالنهر (از فرهنگ خطی) نغنغ، همچون قفیزی باشد ابوالعباس گفت : ای میر ترا گندم دشتی است بسنده با نغنغکی چند ترا من انبازم( 3) (لغت فرس ص 237 از حاشیهء برهان قاطع چ معین) حاتم عهد شیخ ابواسحاق که دهد زر به دامن و نغنغشمس فخری ( 1) - ناظم الاطباء به فتح باشد، در این صورت چهار خربار مساوی با یک « خربار » اول و ضم سوم [ نَ نُ ]ثبت کرده است ( 2) - شاید منظور از خروار آمده است و تصحیح از آقای دهخداست همین کلمه « نغنکی » خروار امروز است (از یادداشت مؤلف) ( 3) - در متن لغت فرس است که در فرهنگها به صورت تغتغ تصحیف شده است (از حاشیهء دکتر معین بر برهان قاطع).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
