نعل ریختن
[نَ تَ] (مص مرکب) سخت دویدن نعل افکندن نعل انداختن : زید را اکنون نیابی کو گریخت جست از صف نعال و نعل ریختمولوی || واماندن به علت دویدن و تاختن خسته و مانده شدن و بجای منظور نرسیدن : حاجتش نبود به سوی کُه گریخت کز پی اش کرهء فلک صد نعل ریخت مولوی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
