نعلبند
[نَ بَ] (نف مرکب) آنکه نعل بر سم ستور بندد (یادداشت مؤلف) : ز سمش همی در کف نعلبند شکسته شود پتک های گرانمسعودسعد لاشه چون سم فکند کس نبرد منت نعلبند یا بیطارخاقانی شبی نعلبندی و پالانگری حق خویشتن خواستند از خرینظامی با نعلبند پسری سرخوش بود (گلستان سعدی) -امثال: مثل شتری که نعلبندش را نگاه می کند ؛ با کینه و نفرت کسی را می نگرد.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
