نعل باژگونه
[نَ لِ نَ / نِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) نعل وارون نعل وارونه نعل واژگونه رجوع به نعل وارونه شود : نعل بینی باژگونه در جهان تخته بندان را لقب آمد شهانمولوی نعل های باژگونه ست ای پسر عقل کلی را کند هم خیره سرمولوی نعل های باژگونه ست ای سلیم نفرت فرعون را دان از کلیممولوی در دهر هر پیاده سواری است لیک گنج بی نعل باژگونه کجا می توان گرفتکاتبی - نعل باژگونه زدن؛ رد گم کردن ایز گم کردن کسی را که در تعقیب است گمراه کردن و به جهت مخالفت روانه ساختن : همه نعل مرکب زنم باژگونه به وقتی کزین تنگ جا می گریزمخاقانی که زنم نعل باژگونه بسی نکته ام را نکرد فهم کسیبهاءولد - نعل باژگونه کردن؛ نعل بازگونه زدن : به گنج فیض تو هر مه مگر فلک پی برد که کرد آخر مه باژگونه نعل ستورکاتبی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
