نعر
[نَ] (ع مص) رفتن در شهرها (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغه ||) خلاف ورزیدن و انکار نمودن (از منتهی الارب) (آنندراج) مخالفت کردن و سرباز زدن (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از المنجد ||) نعره زدن (دهار) (یادداشت مؤلف) نعره زدن و در فتنه برجستن (از تاج المصادر بیهقی) جوش و خروش نمودن و فراهم آمدن قوم (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد) خروشیدن و گرد آمدن قوم جنگ را (از متن اللغه ||) آمدن بر کسی( 1) (از منتهی الارب) (از متن اللغه) (از المنجد ||) برخاستن و کوشیدن در امری (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از المنجد ||) دمیدن خون از رگ (تاج المصادر بیهقی) فوران کردن خون از رگ یا صدا کردن رگ بر اثر خون از آن فهو نعار و ناعر و نعور نعور نعیر (از متن اللغه) ( 1) - نعر الی فلان؛ اتاه و نیز: من أین نعرت الینا؛ من أین اقبلت (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
