نعاس
[نُ] (ع مص) غنودن (غیاث اللغات) (زوزنی) (دهار) به خواب شدن (از منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) چیره شدن نعاس بر شخص (از متن اللغه) نعس (ناظم الاطباء) رجوع به نَعس شود (|| اِمص، اِ) غنودگی (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء) به خواب شدگی (ناظم الاطباء) خواب (مهذب الاسماء) خواب یا سستی (ناظم الاطباء) خواب، یا نزدیک شدن خواب یا سنگینی آن (از متن اللغه) وسن چُرت( 1) (از متن اللغه) سستی حواس یا نزدیک شدن خواب، آغاز به خواب شدن (از المنجد) (از اقرب الموارد) فترتی که بر حواس بر اثر گرانی خواب عارض شود (از متن اللغه) مقدمهء خواب سنه، و آن گرانی است در چشم چون خواب غلبه کند (یادداشت مؤلف) خواب چرت پینکی : چشم عقل به سبب صغر سن از نعاس غفلت نه منتبه (جهانگشای جوینی) دید کاندر وی نعاسی شد پدید کی تواند جز خیال و وهم دیدمولوی نی ادبشان نی غضبشان نی نکال نی نعاس و نی قیاس و نی خیالمولوی ( 1) - الوسن، من غیر نوم، قال الازهری: و هو حقیقه النعاس (متن اللغه).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
