نظر بستن
[نَ ظَ بَ تَ] (مص مرکب)چشم بستن از تماشا کردن و دیدن پرهیز و امساک کردن : ز پرهیزگاری که بود اوستاد نظر بست هرگه که او رخ گشادنظامی گویند نظر چرا نبستی تا مشغله و خطر نباشدسعدی || نظر بستن بر چیزی بدان خیره شدن در آن نگریستن بدان چشم دوختن : دست چون حلقهء فتراک بر او تنگ شود چشم شوخ تو به صیدی که نظر می بندد صائب (آنندراج ||) نظر بستن در چیزی در آن خیره ماندن محو تماشای آن شدن.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
