نظرباز
[نَ ظَ] (نف مرکب) چشم چران آنکه عادت به نظر کردن خوبان دارد آنکه دیدن روی های خوب دوست دارد (یادداشت مؤلف) : عاشق و رند و نظربازم و می گویم فاش تا بدانی که به چندین هنر آراسته امحافظ صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد حافظ میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز و آنکس که درین شهر چو ما نیست کدام است حافظ گل رخسار ترا اینهمه عاشق بس نیست که نظرباز دگر از عرق ایجاد کند صائب (آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
