نظاره گاه
[نَ رَ / رِ] (اِ مرکب) منظر تماشاگه که بر آن نظر افکنند که بر آن به تماشا نظر افکنند چشم انداز منظره : مرا ز عشق تو آن بس بود بتا که بود نظاره گاه دو چشمم جمال تو گه گاه سوزنی نظاره گاهی هرچه خوشتر (کلیله و دمنه) اول شب نظاره گاهم نور و آخر شب هم آشیانم حورنظامی آراسته لعبتی چو ماهی چون سروسهی نظاره گاهینظامی گلها به نظاره گاه بستان چون پردهء دیده های مستان فیضی (از آنندراج ||) دیدگاه منظر که از آنجا نظر افکنند و تماشا کنند : سالار قبیله با سپاهی برشد به سر نظاره گاهینظامی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
