نظار
[نَ] (از ع، ص) مخفف نظاره به معنی تماشاگر : بر سر آن جیفه گروهی نظار بر صفت کرکس مردارخوارنظامی (|| اِمص) نظر تماشا نظاره : باغ مانندهء گردون شود ایدون کش زهره از چرخ سحرگه به نظار آید ناصرخسرو || نظر نگاه : شاه را شرم آمد از وی روز بار که به شب بر روی شه بودش نظارمولوی رجوع به نظاره شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
