نظار
[نُظْ ظا] (ع ص، اِ) بینندگان (آنندراج) (ناظم الاطباء) تماشاچیان (ناظم الاطباء) جِ ناظر رجوع به ناظر شود : به دشت برشد روزی به صید کردن و من ز پس برفتم با چاکران و با نظارفرخی ز خوب طلعتی و از نکوسواری کوست ز دیدنش نشود سیر دیدهء نظارفرخی از دیدن او سیر نگردد دل نظار ز آن است که نظار همی نگسلد از هم فرخی بنشینیم همی عاشق و معشوق بهم نه ملامتگر ما را و نه نظار و رقیب منوچهری هر لحظه کنی جلوهء دیگر پی نظار ز آن جلوه یکی مؤمن و دیگر شده ترسا اسیری (از آنندراج ||) مراقبان که در کاری مراقبت کنند و آن را بپایند نظارت کنندگان رجوع به نظارت و نظارت کردن شود هیأت نظار: گروهی که در کاری نظارت کنند که مأمور مراقبت و پائیدن حسن اجرای امری باشند.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
