نطیحه
[نَ حَ] (ع ص) گوسفندی به زخم سرون بمرده (از مهذب الاسماء) که بر اثر نطح مرده باشد (از اقرب الموارد) آن چهارپای که به زخم سرون مرده باشد (از ترجمان علامهء جرجانی ص 100 ) حیوان که مرده باشد بواسطهء آن که حیوان دیگر او را شاخ زده باشد (فرهنگ خطی) مذکر آن نطیح است( 1) (از متن اللغه) رجوع به نَطیح شود ج، نطائح، نَطحی ( 1) - و انما جائت بالهاء لغلبه الاسم علیها و کذلک: الفریسه و الاکیله (اقرب الموارد) و قیل النطیحه للمؤنث، او هی لحن (منتهی الارب).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
