نطق زدن
[نُ طَ زَ دَ] (مص مرکب) سخن گفتن دم زدن سخنی بر زبان آوردن : گفته بودم که خود نطق نزنم خود بر آن عزم چیره کرده یمین( 1)انوری مجد دین سرور و سلطان قضاه اسماعیل که زدی کلک زبان آورش از شرع نطق ناف هفته بد و از ماه رجب کاف و الف که برون رفت از این خانهء بی نظم و نسق حافظ او را هلاک کردند و چون بحکم فرمان بود لشکر و حشم او نطق نزدند و هیچ حرکت نکردند (المضاف الی بدایع الازمان ص 48 )رجوع به نُطق و نُطَق شود ( 1) - ن ل: خود بر آن عزم صبر کرد کمین (آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
