نضر
[نَ] (ع اِ) زر و سیم (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از المنجد)( 1) زر (غیاث اللغات) طلا، و گفته اند: نقره (از اقرب الموارد) عسجد ذهب عین (یادداشت مؤلف) ج، نِضار، اَنضُ ر (|| مص) ناضر گردانیدن( 2) (از اقرب الموارد) (از المنجد) نیکو گردانیدن (از ناظم الاطباء) تازه روی کردن (دهار) تازه و نیکو گردانیدن نضره الله؛ ای جعله ناضراً (المنجد) تازه رویی ای نعمه، قیل ؛« نضر الله امرءًا سمع مقالتی فوعاها » : (غیاث اللغات) ( 1) - و بیشتر بر زر اطلاق شود (از المنجد) ( 2) - فی الحدیث لیس هذا من الحسن فی الوجه و انما هو فی الجاه و القدر، و عن الاصمعی نَضَّرَ بالتشدید، ای نَعَّمَه (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
