نصیحت گو
[نَ حَ] (نف مرکب)نصیحت گوی نصیحت گر نصیحت کار نصیحت گذار (از آنندراج) واعظ موعظه کننده نصیحت کننده : نصیحتگوی ما عقلی ندارد برو گو در صلاح خویشتن کوشسعدی نصیحت گوی رندان را که با حکم خدا جنگ است دلش بس تنگ می بینم چرا ساغر نمی گیرد حافظ برو معالجهء خود کن ای نصیحت گو شراب و شاهد شیرین کرا زیانی دادحافظ خدا را ای نصیحت گو حدیث ساغر و می گو که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی گیرد حافظ.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
