نصیبی
[نَ] (اِخ) اسعدالحق یزدی( 1)، از شاعران قرن دهم و از شاگردان ملاجلال الدین دوانی است مدتی در شیراز تلمذ کرده سپس به یزد برگشته و به سال 914 ه ق درگذشته است او راست: گفتم که بوسه ای به نصیبی نمی دهی خندید زیر لب که چه گوئیم یا نصیب تا کسی ظن نبرد کو به شبم همنفس است روز در رهگذرش بینم و گویم چه کس است؟ * وقت رفتن دست چون بر طرف دامن می زند دامنی باشد که او بر آتش من می زند * زنده در عشق چسان بود نصیبی مجنون عشق آن روز مگر اینهمه دشوار نبود؟ (از تحفهء سامی ص 44 ) (نگارستان سخن ص 122 ) (صبح گلشن ص 521 ) (قاموس الاعلام ج 6) (ریحانه الادب ج 4 1) - میر نصیبی از طبقهء سادات نوربخشی است، اسم شریفش سعدالحق، در اوایل حال از ری به شیراز رفته و در ) ( ص 199 خدمت ملاجلال دوانی استفاده می کرده هم در آن وقت مایل مغنی پسری شده بعد از فوت فاضل دوانی به وطن مألوف، یعنی طرشت ری مراجعت کرد و به ترتیب دیوان اشعار مشغول شد، هفت هشت هزار بیت دیوان تمام کرد و در سنهء 914 درگذشت (از ( آتشکدهء آذر چ سادات ناصری ص 1113.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
