نص
[نَص ص] (ع مص) برداشتن حدیث را به سوی کسی (منتهی الارب) برداشتن حدیث را (از زوزنی) رفع حدیث (فرهنگ خطی) برگردانیدن حدیث را به سوی کسی که حدیث کرده بود (از ناظم الاطباء) برداشتن و اسناد دادن حدیث را به کسی (از متن اللغه) رفع و اسناد دادن حدیث را به کسی که حدیث کرده است (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) اسناد کردن به سوی رئیس بزرگ (از منتهی الارب) (آنندراج) اسناد دادن (از ناظم الاطباء) نص الی رئیس الاکبر || برداشتن (از منتهی الارب) (آنندراج) بلند کردن چیزی (غیاث اللغات ||) گردن بلند کردن (از المنجد ||) آشکار کردن چیزی را (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) آشکارا کردن (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (غیاث اللغات) آشکار کردن حدیث (زوزنی ||) آشکار شدن چیزی (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) واقف گردانیدن بر چیزی (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء ||) معین نمودن بر چیزی (از منتهی الارب) (آنندراج) تعیین کردن چیزی را (از ناظم الاطباء) تعیین کردن کسی را بر چیزی (از اقرب الموارد ||) بر منصه نشاندن عروس را (از منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد) نشانیدن عروس را بر کرسی (از ناظم الاطباء ||) نیک باریکی کردن در پرسیدن تا غایت( 1) آن را بدانی (از منتهی الارب) (آنندراج) (از غیاث اللغات) نیک پرسیدن از چیزی (تاج المصادر بیهقی) دقت کردن در پرسیدن چیزی تا غایت آن (از ناظم الاطباء) استقصا کردن در سؤال از چیزی تا نهایت آن را به دست آوردن (از متن اللغه) (از اقرب الموارد)( 2) (از المنجد ||) سخت شدن کار نص الامر؛ اشتد (متن اللغه ||) نیک راندن (تاج المصادر بیهقی)( 3) نیک راندن شتر را (آنندراج) (از منتهی الارب) (از المنجد) نیک براندن (زوزنی) برانگیختن و راندن ناقه را به آخرین سرعتش (از اقرب الموارد) نص الدابه؛ تا هنگامی که تک داشت راند آن ستور را (از ناظم الاطباء ||) رفتن شتر (از منتهی الارب) رفتن (آنندراج ||) جنبانیدن (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) حرکت دادن چیزی را (از ناظم الاطباء) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد) گویند: نص انفه غضبا و هو نصاص الانف (متن اللغه ||) سرجنبانیدن (آنندراج ||) بر یکدیگر نهادن رخت را (از منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه) گذاردن متاع را بالای همدیگر (فرهنگ خطی) کالاها را بر روی یکدیگر گذاشتن (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) آواز کردن کباب و بریانی بر آتش( 4) (از متن اللغه) نصیص رجوع به نصیص شود || جوشیدن دیگ( 5) (از متن اللغه) نصیص رجوع به نصیص شود (|| اِ) نهایت هر چیزی (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد||) حدیث مرفوع (مهذب الاسماء) کلام منصوص (المنجد ||) رفع ظهور (ناظم الاطباء)( 6 ||) اسناد به سوی رئیس بزرگتر (ناظم الاطباء) (از متن اللغه ||) توقیف بر چیزی (ناظم الاطباء) توقیف (متن اللغه ||) تعیین (ناظم الاطباء) تعیین بر چیزی (از متن اللغه ||) نص الحقاق؛ کنایت از نهایت بلوغ عقلی (از متن اللغه) منتهی بلوغ عقل (اقرب الموارد) و نیز رجوع به منتهی الارب شود (|| ص) سیر نص، رفتار بنهایت تیز و رفیع (منتهی الارب) (آنندراج) رفتار تند و تیز و شتاب (از ناظم الاطباء) جِدّ رفیع (از 2) - عباره الاساس: الرجل اذا اجبته فی المسأله و رفعته ) (؟)« غایب » : متن اللغه) (از اقرب الموارد) ( 1) - در متن چاپی منتهی الارب الی حد ما عنده من العلم حتی استخرجته (اقرب الموارد) ( 3) - نص ناقته؛ استخرج اقصی سیرها (متن اللغه) ( 4) - بدین معنی در اقرب الموارد نصیص آمده است ( 5) - بدین معنی در اقرب الموارد نصیص آمده است ( 6) - اصله: اقصی الشی ء الدال علی غایته او الرفع و الظهور (متن اللغه).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
