نشیمن کردن
[نِ مَ کَ دَ] (مص مرکب)فرود آمدن و اقامت کردن جای کردن منزل کردن : بفرمود تا ساز رفتن کنند ز زابل به کابل نشیمن کنندفردوسی در چمن از بی دماغی دل ناشاد صبحدمی گر کنم بسهو نشیمنطالب آملی || آشیانه کردن : باز اقبالش نشیمن کرده بر هفت آسمان هفت کوکب را گرفته زیر پر و زیر بال امیر معزی (آنندراج) همچو مرغی از بر من می پرد نزد بدعهدی نشیمن می کندخاقانی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
