نشید
[نَ / نِ]( 1) (ع اِ) آواز (یادداشت مؤلف) : نوای قمری و طوطی که بارودست می بر سر نشید بلبل و صلصل، قفانبک و من ذکری منوچهری تو کم از مرغی مباش اندر نشید بین ایدی خلف عصفوری بدید؟مولوی || شعر (دهار) (مهذب الاسماء) شعر سرود (برهان قاطع) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء) چامه (یادداشت مؤلف) : سوزنی پیر ثناگوی تو است چون کند مدح تو انشا و نشیدسوزنی جان سخنوران را مرشد نشید من به بهر چنین نشیدی منشد رشید بهترخاقانی می خواند نشید از سر هوش هر کس که شنید گشت مدهوشنظامی آواز نشید برکشیدی بیخود شده سو به سو دویدینظامی می خواند نشید مهربانی بر شوق ستارهء یمانینظامی || خوانندگی (آنندراج) (برهان قاطع) آوازخواندگی (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) شعر خواندن و آواز بلند کردن (غیاث اللغات) : چون به گور آن ولی نعمت رسید گشت گریان زار و آمد در نشیدمولوی ( 1) - در محاورهء فارسیان به کسرتین و یای مجهول [ نِ ] (غیاث اللغات).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
