نشیج
[نَ] (ع مص) گلو گرفته شدن در گریه و خبه گریستن (از منتهی الارب) (آنندراج) گریه در گلو گره شدن و خفه گریستن (از المنجد) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) نشج (معجم متن اللغه) (ناظم الاطباء) (المنجد ||) آواز دادن مشک و خم و دیگ درجوشیدن (تاج المصادر بیهقی) جوش زدن دیگ و خیک و مانند آنها، چندان که آواز برآید (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) آواز برگرداندن خر در سینهء خود (از ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) نشج (ناظم الاطباء) (متن اللغه ||) تردد نقیق غوک برگرداندن غورباغه آواز را در گلو (از المنجد) (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء ||) فاصله دادن مطرب میان دو آواز و کشیدن آواز را (از متن اللغه) (از المنجد) (از اقرب الموارد) جدا کردن مطرب میان دو آواز خود و کشیدن آواز خود را (از ناظم الاطباء) فصل کردن مطرب میان دو آواز را به مد (یادداشت مؤلف||) (اِ) صوت (المنجد) آواز طعنه چون خون بیرون آید و آواز دیگ و خیک هنگام غلیان و خرخر کردن خر هنگام بانگ کردن (از اقرب الموارد) صدای آب هنگام جوشیدن (از متن اللغه) آواز خر چون آواز در سینه بگرداند، آواز جوشیدن دیگ آواز غوک چون آواز غلت دهد و بگرداند (یادداشت مؤلف) صدائی که با درد و گریه همراه است مانند صدائی که از کودک برآید هنگامی که گریه در گلو بشکند صدائی که در سینه گره شود و خارج نشود (از متن اللغه ||) مسیل آب (متن اللغه).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
