نشایستن
[نَ یِ تَ] (مص منفی) شایسته نبودن سزاوار نبودن (از آنندراج) : نمانی به خوبی مگر ماه را نشایی کسی را بجز شاه رافردوسی نفرمودمت کاین بدان را بکش نگهداشتنشان نشاید ز هشفردوسی کس از مادران پیر هرگز نزاد وز آنکس که زاید نشاید نژادفردوسی نزیبد تخت را هر تن نشاید تاج را هر سر نه هر سرخی بود مرجان نه هر سبزی بود مینا قطران نشاید که ملک بدین سبب مکان خویش خالی گذارد (کلیله و دمنه) نشاید مرا با جوانان چمیدسعدی گفتم تصور مرگ از خیال خود بدر کن که فیلسوفان گفته اند مزاج اگرچه سالم بود اعتماد بقا را نشاید (گلستان) بوسه ای ز آن دهان بخواهم خواست که نشاید به رایگان مردناوحدی || نتوانستن : نشاید یافت بی رنج از جهان گنج (ویس و رامین).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
