نشانه کردن
[نِ نَ / نِ کَ دَ] (مص مرکب)هدف قرار دادن : کس نیاموخت علم تیر از من که مرا عاقبت نشانه نکردسعدی دل نشانهء تیر بلا کن (مجالس سعدی ||) نشانه رفتن قراول رفتن : دو تیرانداز چون سرو جوانه ز بهر یکدگر کرده نشانهنظامی || شهره ساختن علم کردن رجوع به نشانه و نشانه شدن شود || نامزد کردن به نام خود کردن با فرستادن هدیتی - از زیورها و جز آن - علاقه و قصد ازدواج خود را به دختر یا خانوادهء دختر اظهار کردن : من ترا ز خوبان نشانه کردمعارف.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
