نشان بودن
[نِ دَ] (مص مرکب)انگشت نما بودن (یادداشت مؤلف) - نشان بودن به؛ بدان صفت نام بردار و عَلَم بودن : صد از نامداران و گردنکشان که بودند هر یک به مردی نشانفردوسی چون ملت رسول به پاکی ستوده ای چون رحمت خدای به نیکی نشانیا ابوالفرج رونی گرچه بازوی هنر داری و دست و دل کار ورچه در جنگ بدین هر سه نشانی و سمر فرخی - نشان بودن در؛ معروف بودن سرشناس بودن مشارٌ بالبنان بودن : پذیره شدندش همه سرکشان که بودند در پادشاهی نشانفردوسی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
