نس
[نُ] (اِ)( 1) به معنی پوز باشد که گرداگرد لب و دهان است از جانب درون و بیرون (برهان قاطع) گرداگرد دهان که پوز گویند (از انجمن آرا) (آنندراج) (از جهانگیری) گرداگرد دهان از بیرون سو (اوبهی) پوز زفر فرنج نول پیرامن دهان : آلوده بیاری و نهی در من بوسه ای چند به تزویر دهی بر نس من مهستی یا رودکی بی نواتر ز ابرهای تموز سردنس تر ز بادهای خزان سنائی (از جهانگیری) همچون سگ قصاب نیابد شکم سیر در خون ز سر حرص و طمع تا ننهد نس تا چند نس خویش نهی بر نس من ایری چو دوال برنهی بر اس من ؟ (از انجمن آرا) شمس فخری (|| ق) هنوز (یادداشت مؤلف) : از چنو شاعر نس از تو بحردست ده هزاری که بگفتم اندک است( 2)مولوی (|| اِ) هوش عقل (برهان قاطع) (جهانگیری) (فرهنگ نظام)( 3) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) شعور (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) فراست رای تدبیر (ناظم الاطباء ||) مال دارائی (یادداشت مؤلف) : این نودساله عجوز گنده کس نه خِرَد هِشت آن ملک را و نه نس( 4) مولوی || ریش لحیه (ناظم الاطباء ||) در سبزوار، بینی (فرهنگ نظام ||) فرج زن (ناظم الاطباء) شرم زن (یادداشت مؤلف ||) جای لغزان (ناظم الاطباء) ( 1) - هنینگ نویسد: نس تلفظ می شده، یا با یک حرف nos بینی) باشد کلمهء سغدی به نظر می رسد ) ns پیرامن دهان)، شاید مأخوذ از سغدی ) nus در سبزوار نیز به معنی » : برمی آید مؤلف فرهنگ نظام آرد nans = nns چنانکه از شکل سغدی بودایی nas مصوت خیشومی از حاشیهء ) nos به آلت تناسل دختربچه ها اطلاق شود در تهران نیز nos ( نیز در اراک (سلطان آباد « بینی و بو کشیدن است برهان قاطع چ معین) ( 2) - مرحوم دهخدا آرند: بیت برطبق چ نیکلسن است، در مثنوی چ علاءالدوله پس به جای نس آمده است و صحیح همان نسخهء نیکلسن است ( 3) - و نیز رجوع به فرهنگ نظام شود ( 4) - این بیت در انجمن آرا و جهانگیری و دیگر فرهنگ ها به شاهد هوش و عقل آمده است، ولی مرحوم دهخدا معنی نس را در بیت مزبور مال و دارائی نوشته اند.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
