نرگه
[نَ گَ / گِ] (اِ) به معنی اول نرگ است که جرگه و حلقه زدن و صف کشیدن مردم و حیوانات دیگر باشد، و بعضی گویند این لغت به این معنی ترکی است (برهان قاطع) (آنندراج) جرگه و حلقه زدن دور شکار (ناظم الاطباء) مرحوم بهار در سبک شناسی نرکه به معنی شکار جرگه [ در تاریخ سیستان یرگه به یاء ] و فارسی آن » : در زمرهء لغات مغولی که وارد فارسی شده نوشته است در ترکی جغتائی نارکه به معنی حلقه یا دایره ای است که به « شکار رژه است که در بیهقی چاپی شکارژه به غلط چاپ شده است دور چیزی ایجاد کنند (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) نیز رجوع به نرگ و نرکه شود - نرگه بستن؛ : شیران بسیار در آن بیشه دید، فرمود تا لشکر بر مدار بایستادند و نرگه بستند (جهانگشای جوینی) - نرگه زدن؛ : لشکر بغداد چون مور و ملخ درآمدند و پیرامون بارو بغداد نرگه زدند (جهانگشای جوینی) - نرگه کردن؛ : و پیرامون قلعه که قرب شش فرسنگ است نرگه کردند (جهانگشای جوینی) - نرگه کشیدن؛ : و او با برادرش بوچک بر هر دو طرف آب نرگه کشیدند (جهانگشای جوینی ||) صف قطار خط (ناظم الاطباء) : و اگر مث صف را که نرگه خوانند راست ندارند (جهانگشای جوینی ||) انجمن مجلس (ناظم الاطباء).
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
