ندیده
[نَ دی دَ / دِ] (ن مف مرکب)دیده نشده رؤیت ناشده نادیده پنهان از نظر نامرئی: خدای ندیده (|| ق مرکب) بی آنکه ببیند بدون رؤیت - ندیده خریدن؛ بی مشاهده و معاینه و دیدن خریدن (|| ن مف مرکب) ندیدبدید نودولت نوکیسه تازه به دوران رسیده تازه به عرصه رسیده که پس از عمری فقر و تنگدستی و محرومیت تازه به نوائی و ناز و نعمتی رسیده است و خود را گم کرده - آب ندیده؛ آنچه هنوز شسته نشده است که آب بدان نرسیده است: پارچهء آب ندیده کاغذ آب ندیده کوزهء آب ندیده.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
