نخری
[نَ / نُ]( 1) (ص، اِ) فرزند اولین (برهان قاطع)( 2) فرزند اول (آنندراج) (انجمن آرا) نخستین فرزند و نخیری و نخست زاد (ناظم نخر با اول مضموم به ثانی زده بمعنی نخست باشد و نخری نخستین را » : الاطباء) نخستین (تکلم اهالی اصفهان) جهانگیری گوید اما شاهد نیاورده، و در اصفهان هم نخر بدون یاء گفته نمی شود (فرهنگ نظام) پیش زاده پیش زاد نسبت به برادر و ،« گویند خواهر نخلی (یادداشت مؤلف) : بر او بر دلش هم بدین بُد گران که نخری بُد آن پاک روشن روان شمسی (یوسف و زلیخا از یادداشت مؤلف) هر آنکس که آن را بُدی دو پسر مر آن هر دو از یک شکم آمده به دنیا و مادر به هم آمده از آن دو پسر هرکه نخری بدی دو بهره ز میراث او بستدی چو یعقوب نخریت از وی [ عیسی ] خرید دو بهره ز میراث او را رسید شمسی (یوسف و زلیخا) ( 1) - ضبط برهان قاطع و ناظم الاطباء به فتح اول و کسر دوم [ نَ خِ ] است، اما فرهنگ های دیگر از جمله نظام و آنندراج و جهانگیری و انجمن آرا به ضم اول و سکون دوم [ نُ ] ضبط کرده اند و آنندراج به ضم اول [ نُ ] ( 2) - کردی: نخستین) (برهان قاطع چ معین) )naxr : بچهء اول، ارشد)، اصفهانی ) nuxri.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
