نخچیر
[نَ] (اِ)( 1) شکار (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) صید (ناظم الاطباء) شکارکرده شده (غیاث اللغات) عموماً بمعنی شکار است، یعنی صید (آنندراج) هر جانور شکاری (جهانگیری) هر حیوانی که شکار کرده میشود عموماً (فرهنگ نظام) نخجیر( 2) : مرا اسیر گرفته بتی گرفته اسیر شگفت نیست که نخچیرجوی شد نخچیر منطقی (از رادویانی) همه بوم ها پر ز نخچیر گشت به جوی آبها چون می و شیر گشت فردوسی به هر سو سواران همی تاختند ز نخچیر دشتی بپرداختندفردوسی از افکنده نخچیر بیراه و راه پر از کشتگان گشت چون رزمگاه فردوسی از پی خدمت تو تا تو ملک صید کنی به نهاله گه تو راند نخچیر پلنگفرخی همی ربود چو باد از درخت برگ درخت به ناوک از سر نخچیر شاخهای چو سنگ فرخی شکار خسروان مرغ است و نخچیر سپهبد خسرو خسروشکار استعنصری آنجا هفت روز مقام کرد با نشاط و شراب تا از جانوران نخچیر دررسید و شکار کرده آمد (تاریخ بیهقی ص 263 ) چشم دل باز کن ببین ره خویش تا نیفتی به چاه چون نخچیرناصرخسرو بلاشبهه چو صیاد غزالان در این هنگام نخچیر افکنیدنناصرخسرو و شهری است سخت خوش و تماشاگاه و نخچیر بسیار (فارسنامهء ابن بلخی ص 128 ) و در آن حدود نخچیر بسیار باشد (فارسنامهء ابن بلخی ص 134 ) بیند از بس چشم نخچیر و بناگوش تذرو دشتها پرنرگس و کهپایه ها پرناردانارزقی اگر روباه در حرص و شره مبالغت ننمودی آسیب نخچیران بدو نرسیدی (کلیله و دمنه) زاهدی دو نخچیر دید که جنگ میکردند (کلیله و دمنه) روباه را نخچیران بکشتند (کلیله و دمنه) و مانند نخچیر و گراز در نشیب و فراز دویدن گرفت (سندبادنامه ص 58 ) به هنگام خزان آید به ابخاز کند در جستن نخچیر پروازنظامی کند مو بر تن نخچیر تیر از شوق پیکانش به دل چون رنگ بر گل میدود زخم نمایانش خاقانی || حیوان شکاری گوشت شکاری (یادداشت مؤلف) : ز بدخواه روز و شب آژیر بود به هر جای خوردنْش نخچیر بودفردوسی و خوان ها به رسم غزنین روان شد از بزرگان و نخچیر ماهی و آچارها و نانهای پخته، و سلطان را از آن سخت خوش می آمد (تاریخ بیهقی ص 239 ||) بهایم دشتی و هر جانور صحرائی را نیز گویند وقتی که بگیرند عموماً (برهان قاطع) هر حیوانی که شکار کرده میشود عموماً (فرهنگ نظام) شکارکرده شده (غیاث اللغات) رجوع به شواهد ذیل معنی نخستین شود || هر حیوان دشتی و هر جانور صحرایی (ناظم الاطباء) جانور صحرایی مثل آهو و غیره (غیاث اللغات) رجوع به شواهد ذیل معنی نخستین شود || بز کوهی را گویند خصوصاً، خواه آن را بگیرند و خواه نگیرند (از برهان قاطع) بز کوهی (فرهنگ نظام) (از جهانگیری) (از ناظم الاطباء) شکار کوهی خاصه بز (آنندراج) (انجمن آرا)( 3) : کنون همچو نخچیر رفته به کوه پریشان و از جنگ گشته ستوهفردوسی دد و مرغ و نخچیر گشته گروه برفتند ویله کنان سوی کوهفردوسی [ شمس دلالت دارد بر ] گوسپند و نخچیر و گوزن و اسب تازی (التفهیم) با آهو و نخچیر کوه مردم از بی هنریشان کند معادا ناصرخسرو کوهی برِ او چشمه ز پاک آب حیات است نخچیر بر او مؤمن و کبکان علمااند ناصرخسرو آهو و نخچیر و گوزن و تذرو هرچه مر او را ز گیاهان چراست ناصرخسرو || عموماً بمعنی شکار است، یعنی صید، حتی شکار ماهی (انجمن آرا) (آنندراج) : پس از یک مه به موغان خواست رفتن در آن نخچیر دریایی گرفتن (ویس و رامین از آنندراج و انجمن آرا ||) شکار کردن (ناظم الاطباء) : پذیره شدش با زواره به هم به نخچیر هر کس که بُد بیش و کم فردوسی چو یکچند بگذشت او شد بلند به نخچیر شیر آوریدی به بندفردوسی به نخچیر شاهان شکار ویند دد و دام در زینهار ویندفردوسی جُره بازی بُدم رفتم به نخچیر سیه دستی بزد بر بال من تیرباباطاهر تا عرب صورت نبندند که به پیکار ایشان میرویم بل بر سبیل نخچیر بر خواهم نشست (فارسنامهء ابن بلخی ص 67 ) وز آن پس رفت یک هفته به نخچیر نیفتاد از کمانش بر زمین تیر (ویس و رامین) من آیم با تو تا گرگان به نخچیر که باشد در بهاران خانه دلگیر (ویس و رامین) به راه از چه تنها بترسد دلیر که تنها خرامد به نخچیر شیراسدی دی که ز پیش تو به نخچیر شد تیزتکی کرد و عدم گیر شدنظامی مردهء گور بود در نخچیر مرده را کی بود ز گور گزیر؟نظامی صواب آن شد که نگشائی به کس راز کنی فردا سوی نخچیر پروازنظامی باز آن جوان مست به نخچیر میرود دستم ز کار و کار ز تدبیر میرود امیرخسرو (از جهانگیری ||) شکارگاه (برهان قاطع) (آنندراج از بهار عجم)( 4) (از ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) به است (حاشیهء معین بر برهان قاطع) رجوع به نخچیرگاه شود || شکاری (برهان قاطع) (ناظم الاطباء||) « نخچیرگاه » این معنی شکارکننده (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) صیاد (ناظم الاطباء) رجوع به نخچیرگیر شود ترکیبات نخچیر را در ذیل نخجیر مطالعه nicir : کردی ،naxcihr : در اوراق مانوی تورفان ،naxcir-k : شکار)، ارمنی عاریتی و دخیل ) naxcir : فرمائید ( 1) - پهلوی ( شکارچی) (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) ( 2) - به جیم عربی [ نخجیر ] خطاست (غیاث اللغات) ( 3 )nejir, necir ،( (شکار - و نیز رجوع به آنندراج شود ( 4) - و نیز رجوع به آنندراج و انجمن آرا شود.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
